تبليغاتX
ღღღღღ Love ღღღღღ


ღღღღღ Love ღღღღღ

همسفر خسته ام از این همه راه

 

خسته از نای و نی و این همه اه

 

راه ، تکرار زمان است چرا

 

همسفر فاش بگو راز چرا

 

اری از ایینه ها نیست نشان

 

ان نشان های نهان نیست عیان

 

اندر این نبض ِ زمان ، گیج منم

 

مات و مبهوت ِ دل ِ ریش منم

 

هوشیارم ز دل ِ خویش چر

ا

ان که مستم بکند ، نیست چرا

 

همسفر گرچه رهایم کردی

 

راست گو ، ره به کجا اوردی

 

نکند باز به من می خندی

 

زین که پروانه شدم می خندی

 

خنده کن تا که منم سوز شوم

 

بنواز تا که منم کوک شوم

 

ره  به تنهایی من می گرید

 

همسفر ، باش ، دلم می گرید

 

خُنک ان روز که اندر پیش است

 

دل ِ زهر خورده ی من در نیش است

 

باش تا سایه ای بر من باشی

 

وین دل زخم ، تو ، مرهم باشی

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1388/11/13ساعت 18:18 توسط بهمن| |

چشمامـــو مــی بنــدم و

*****
فاصــله ها رو مـــی شکنــــم

****
خیلـــی سریـــع،

خیلـــی آســـون،

حالا مـــن هــم کنارتــــم

غصــه هامـو کنــار زدم

ای عشـــق مهربانـم، بـرام بخــون

نمی خوام از پیشــت بـــرم

نباید چشمام باز بشـن

فقط واســـه چند ثانیه

توی رویاهام بـــمون !!!

اگه چشمامو باز کنــــــم،

از تو چه پنــهون!
مـــــی دونم

دوباره گریــه ام مــی گیره

از دوری دستامـــون

اگه بشم من قربـونـــــی

تو عمــــق دریای چشـــات

قول بده یــادت نمـــی ره

کی بود که شدش فدات

چقدر راحت گذشت از جـــون




با یک اشاره مـــرد بــــرات

نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت 7:39 توسط بهمن| |

گذشت لحظه های با تو بودن

و در پاییز عشقمان

نامی از دوست داشتن باقی نماند

چقدر زودگذر بود قصه من و تو

و در آنروز که دست بی رحم تقدیر

درو کرد گندمزار دلهایمان را

و تهی شد همه جا از عطر گل عشق

و در کوچ پرنده های غمگین

در آن کویر آرزو

شاعری دل شکسته و تنها

می نوشت شعری به یاد با هم بودن ها

شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها

قطره اشکی به یاد همه خاطره ها ....


نوشته شده در جمعه 1388/07/03ساعت 20:35 توسط بهمن| |

پنجره سکوت باد را فریاد میزند

نسیم دوبا ره بوی تو را میدهد

ابرها برایت میگریند

درست مثل چشمانم

نگاه کن ...

چشمانم را دوباره خیس کردی

نگاه کن...

غصه هایم را دوباره معنا دادی

ببین...

که چگونه مرا به عمق قلبت پیوند زدی

حال چگونه بی تو در این حجم باد سرد

بمانم ، بپوسم ، بسازم

من به چه امیدی پشت این در فریاد بزنم

تا تو صدای خسته و گرفته مرا بشنوی؟

به چه امیدی!!!؟

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/30ساعت 22:34 توسط بهمن| |

خیلی دیر رسیدی ای دوست

 هفت تا کفن پوسوندم


پیرهن سیاه تنت کن

 من فقط یه استخونم 

 ببین چی کردی با این دل

 فکر کن فقط یه لحظه

  نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه 

ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر

حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن

      منو به کی فروختی مفت   

 برو واسه همون بمیر

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن

  شبای جمعه یادی از ما کن

عشقی که بردی باشه حلالت  

عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم

 تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم


مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم میگفت

تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .

نوشته شده در چهارشنبه 1388/06/25ساعت 1:4 توسط بهمن| |

زماني كه دست زندگي سنگين است...

و شب بي ترانه است...

هنگام عشق و اعتماد است.

و دست زندگي چه سبك مي شود

و شب چه پر ترانه...

آن هنگام كه به هم عشق مي ورزيم و اعتماد داريم.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 14:26 توسط بهمن| |



دل را ويرانه مي کند

حجم سرد دوري......

من پر از دلتنگيم....

طاقتي نيست براي ماندن

اين شب ها...اين روزها

چشم هاي من خسته است

گاهي اشک ، گاهي انتظار

اين سهم چشم هاي من است!!!

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/16ساعت 1:22 توسط بهمن| |

در این کیفر بی دلیل و گناه

خدایا کجایی تو ای تکیه گاه

کجایی که عدلت به دادم رسد

فغانم به سختی به راهت رسد

کجایی ببینی که تنها شدم

اسیر غم و درد دنیا شدم

پر از لعن و نفرین و آهم هنوز

تو نوری من اما سیاهم هنوز

کجایی ببینی تو پایان من

غبار غم و اشک چشمان من

کجایی ببینی تو درد مرا

بگیری در این حال دست مرا

مدد کن مرا تا به پایان رسد

غم و درد من را و درمان رسد

به قلبم ببارد امید و قرار

خزانم سر آید فقط یک بهار

ببینم که دنیا پر از درد نیست

فضای دلم ساکت و سرد نیست

در این حال و روزم مرا هم ببین

به دادم برس ای خدایا همین . . .

نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت 2:13 توسط بهمن| |

به رسم عهد تو عمري وفا به عهدم نيست
 
وصال روي تو ديگر دواي دردم نيست
 
خداست شاهد من روز هاي تنهايي
 
به انتظار نشستم مگر كه باز آيي
 
ولي تو دگر رفته اي ز خاطرم ، يادم
 
به ياد  آن شب دوري كه دل به تو دادم
 
به ياد آن همه ميعاد هاي من با تو
 
به ياد آن همه دوري ز قلب من تا تو
 
ولي چه زود گسستي و من شكستم باز
 
تو عهد قديمي و من پر پرواز
 
به خاك كشيدي مرا و قلبم را
 
شكسته رها كردي و شكستم را
 
كسي نديد و مرا غربتي خدايي بود
 
جواب آن همه عشقم به تو جدايي بود
 
و آن زمان كه تو رفتي و مرگ آسان شد
 
هزار حرف نگفته چو بغض پنهان شد
 
ولي نه دگر غصه هم به يادم نيست
 
نه هيچ خاطر از آن لحظه هاي شادم نيست
 
نه وقت ماندن و نه بال پر كشيدن هست
 
نه حس رفتن و نه فرصت رسيدن هست
 
تمام قصه همين بود ، اين كه مي بيني
 
و باز هم تو بگو از چه غمگيني ؟
 
از آن نگار كه اسم تو بوده از اول
 
از آن گلي كه فرسنادي و شكست آخر . . . !
 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/12ساعت 2:2 توسط بهمن| |

تمامی آلبوم ها و آهنگ های اجرا شده توسط محسن یگانه را میتوانید از این قسمت دانلود نمایید برای دانلود به ادامه مطلب بروید:






ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1388/06/10ساعت 0:3 توسط بهمن| |


پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ